مولف ناشناخته
ديباچه 16
تاريخ شاهى ( فارسى )
ازين كتاب نسخه ديگرى به دست نداريم ، بنابراين تصحيح آن و تطبيق با نسخ ديگر متعذر مىبود ، و بالنتيجه بسيارى از موارد را نتوانستيم تصحيح كنيم . كتاب ظاهرا در اختيار مرد متعصب شيعه مذهبى قرار داشته است كه هرجا صحبت از خلفاى راشدين - خصوصا ابوبكر و عمر - مىشده ، و از آنان به صورت امير المؤمنين ياد مىشده ، مالك كتاب ، آن كلمات را سياه كرده است ، و به زحمت مىشود آن را تشخيص داد . اين امر در باب خلفاى ديگر هم مصداق دارد چنان كه نام مأمون خليفه عباسى را در صفحه 65 سياه كرده است . در مورد تأليف كتاب ، مؤلف ، در بخش دوم همين متن ، آن را « مجلّد سيم » كتاب مىداند ، يعنى در واقع دو جلد قبل از اين نيز بوده است - لابد مربوط به براق حاجب و قطب الدين - كه در دسترس ما نيست . منتهى نميدانيم چرا ، بخش اول - كه در واقع رسالهاى است در ترتيب مملكت - دارى و سياست مدن - در مقدمهء جلد سيم آمده ، و حال آنكه قاعدة بايد در مقدمه جلد اول بوده باشد ، مگر اينكه تصور كنيم ، كاتب ، اين قسمت را در دست داشته و در اول همين بخش نقل كرده است - كه اتفاقا ناقص هم هست . درينباره ؛ مؤلف ، تحت عنوان « فصل ، قصهء احوال جامع تاريخ و ذكر توقفى و تأخيرى كه در مجلد سيم افتاده » گويد : در سالهاء آخر از عهد مبارك خداوند مهد اعلى تركان اعظم عصمة الدنيا و الدين انار اللّه برهانها . . . . روزى در اثناء وقفى كه مىفرمود بر زبان گهرفشان راند كه عمدهء ثبوت و عماد ثبات كار اين اوقاف وثيقهاى مىباشد كه در كتاب مىآورند . . . بندهء نويسنده ، به واسطه حجابت صاحب مرحوم مجد الملك طيب اللّه ثراه و جعل الجنة مثواه « 1 » عرضه داشت كه اگر روزگار امان دهد ، بنده را نيت و عزيمت
--> ( 1 ) - اين مجد الملك تاج الدين ابو بكر شاه صاحبمنصب « نظر در » ديوان قطب الدين سلطان ، و بعد از آن صاحب ديوان اشراف در درگاه شاه سلطان حجاج بوده است . ( سمط العلى ص 37 و 46 ) .